
سال ها , خود حال ما , نوروز , حول حال ما یادگارxa0 کهکشان , در یادگاه روح و جان *** حال ها, دارد بیان, از عاشقان و دلبران سال ها دارد نشان, از عشق های بی کران سال ها , خود, حال ما , نوروز , حول حال ما یادگار xa0کهکشان , در یادگاه روح و جان حال های ما جوان در خاستگاه لازمان بارهای ما روان, در بارگاه لامکان در سریر مهرگان بینی تو خود را, جان جان چون تو گردی جان جان هستی به چشم جان, عیان جان جانی و جوان هم,هست باشی, هم نهان دلبر و دل گشته ای صاحب دمی , با قلب و جان هان: دمی, در یکدمی گردی تو , انو...
ادامه مطلب
xa0 آگاه ز سیم جان ام و صراف ام با چشم دل و گوش دلم,می لاف ام *** دیدم , که در اقراء بسم رب, در قاف ام* سیمرغ هوای عشق ام و حراف ام* مرغان هوای دل, همه چلچله خوان* در کعبه نور دل, هوایی صاف ام* در محفل عشق بی دل و اوصاف ام* پروانه صفت به طور دل طواف ام* آگاه ز سیم جان ام و صراف ام* با چشم دل و گوش دلم, می لاف ام* می لاف که در هردوجهان اوقافی* می نوش و بزن ز باده اعرافی* برخیز و درون بیا , که دری صافی* در قاف دلت , ز "می" دهندت کافی* عشق ام,عدم ام , چون صنمی بی بدن ام* من بی بدن ام, چون سنمی در ...
ادامه مطلب