آگاه ز سیم جان ام و صراف ام
با چشم دل و گوش دلم,می لاف ام

***
دیدم , که در اقراء بسم رب,
در قاف ام*
سیمرغ هوای عشق ام و
حراف ام*
مرغان هوای دل,
همه چلچله خوان*
در کعبه نور دل,
هوایی صاف ام*
در محفل عشق
بی دل و اوصاف ام*
پروانه صفت
به طور دل طواف ام*
آگاه ز سیم جان ام و
صراف ام*
با چشم دل و گوش دلم,
می لاف ام*
می لاف که در
هردوجهان اوقافی*
می نوش و بزن
ز باده اعرافی*
برخیز و درون بیا ,
که دری صافی*
در قاف دلت ,
ز "می" دهندت کافی*
عشق ام,عدم ام ,
چون صنمی بی بدن ام*
من بی بدن ام,
چون سنمی در عدن ام*
من" چشمه تسنیم " ام و,
"چشم سمن" ام*
نایاب ترین
تحول حال و تن ام*
من سجده کنم ,
به حال خود, بوسه زنان*
هی بوسه زنم,
لبان حوری بدنان*
هی شانه کشم ,
به زلف حوری و پری*
هی باده خورم,
ز جام شیرین دهنان*
بر خیز و بیا,
که باده ای خوش دهم ات*
مست ات کنم و ,
برم به پیش سنم ات*
در پیش سنم ,
به هوش گردی بینی*
از هرچه غم است,
تو را رهایی دهم ات*
از غم چو رها شوی,
هوامی گردی*
یک چشم بهم زدن,
هدا می گردی*
در طور هوای دل ,
خدا را بینی*
آگاهی و عشق و ,
روشنا می گردی*
***
ناصر طاهری بشرویه...روشنا*
پیامبر عشق و آگاهی*
12/11/91
Search rroshanaa on google.com
http://s1.picofile.com/file/7642201391/1110.jpg
http://s3.picofile.com/file/7642201498/110110.jpg
http://s5.picofile.com/file/8103178134/313_0110.jpg
http://s5.picofile.com/file/8103178168/313_110.jpg
http://s5.picofile.com/file/8123281042/313_00110.jpg
http://s5.picofile.com/file/8142392492/313_000110.jpg
http://s5.picofile.com/file/8145726534/505468rroshanaa.jpg
http://s7.picofile.com/file/8234490726/313_00000110.jpg
تکوین تو به حال و طور(ط) شدیدالقوا(ه).
" طه"
***
از "طغی"ي
ملك هوا
و
در هوای ملكوت
هدی""
شو.
***
" فاخلع نعليك"
" انك بالواد المقدس طوی"
***
آري:
آل ياسين شده اي.
از مرسلين شده اي.
به خودت ميگويي،
انك لمن المرسلين""
آغاز ميشوي.
شروع ميشوي.
و اين شريعت توست.
كلامت را صادر مي كني.
صدايت را بلند ميكني.
جوارح ات را فعال ميكني.
خبر مي دهي، نمي شنوند.
نشانه مي دهي، نمي يابند.
نشان ميدهي، نميبينند.
آري:
تا نشده اند.
نه مي شنوند.
نه مي بينند.
به خودت ميگويي،
خودت را خسته نكن.
فقط به آرامي ذكر را مبين كن.
مكتوب كن.
كلمه كن.
آنان كه تشته عشق و حقيقت اند،
خبر را دريافت خواهند كرد.
آري:
طغي(ط) در تو فرو كش كرده و هوا(ه) ميشود.
طاها ميشوي.
طور و طريق ات(ط) ، هدی(ه) ميشود.
وارد وادي مقدس طوی ميشوي.
آري:
در آن دم كه از طغاي ملك، هوا شوي ،
از هواي ملكوت، هدی مي شوي.
"و انه يعلم السر و اخفی"،
ميشوي.
"له الاسما الحسنی"،
ميشوي.
" و انا اخترتك فاستمع لما يو حی"،
ميشوي.
همه ملايك وجود، مسجود تو مي شوند .
تمام قواي جني و انسي، تسليم تو مي شوند.
به مقا م –ربك الحق-
همانا:
-اله-
همانا:
-هو-
همانا:
-ه-
منزل و منزلت مي يابي.
نفس و نفس(دم-ه) ات را ميشناسي .
. به حال و اطوار(ط) شديد القوا(ه) همانا: قوه ( ه) همانا: دم(ه)،
متجسم مي شوي.
طا ها مي شوي.
به عين اليقين و علم اليقين،
حقيقتي را ملاقات ميكني.
آري:
اين حقيقت را كه:
تمام صفات شيطاني و طغياني و فاني،
بشر را متعين و اسير به دنياي انسي و فاني كرده اند.
اين صفات فاني ،بشر را سنگين و رنگين و
متظاهر و متعين و
مجهول كرده اند.
آري:
از تكوين به
ربك العزيز, همانا:
تجسم به عشق،
و وصال تکوینی به
معشوق كريم و كثير و نعيم
همانا: تكوين به معناي،
" انا اعطيناك الكوثر"،
مهجور شده اي.
از لذت ادراك و
تكوين به عالم بي تعيين و باقي،
محروم شده اي.
آري:
چون طاها شوي.
و اغلال از اعناق تو هوا شوند،
و طغيان (ط) و غليان در نفس ات فرو كش كند همانا: هوا (ه) شود،
انوار قلبي ،تو را روشنا ميكنند.
خاموشي، از اعناق وجودت مي پرد.
ذات بي تعيين خودت را ميشناسي.
معرفت نفس مي يابي.
رب خود را ملاقات تکوینی ميكني .
"من عرف نفسه" را
تكوين و
" فقد عرفه ربه" را
يقين مي شوي.
نعل تعينات و تعلقات فاني را خلع ميكني.
به خودت ميگويي،
"اني انا ربك فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوًي"
نفس و نفس(دم) خود را ،
نفس مي كشي .
"و اصطنعتك لنفسي" را
تكوين ميشوي.
تن را رها ميشوي.
بی اراده نخوردن و نیاشامیدن را طوی می شوی
طائري (ط)، از جنس هوا (ه) ميشوي.
هوی یي(ه) همانا: نفسی، طوًي(ط) و هوایی(ه) همانا: نفسی (دم) (ه) طوبی(ط) ميشوي.
طريقي(ط)، هدي(ه) ميشوي .
و اين طريقت تو و همه انبيا است.
در شروع و حركت،
استوا مي شوي.
شريعت و طريقت، در
عشق و وفا ميشوي.
و اين نفخه عشق و آگاهی که ، كتابي محكم است. همانا:
"خذ الكتاب بالقوه"(بيان خواهد شد)
را تكوين يافته اي.
طاهر، قدوس و شديد القوا ميشوي.
صورت بي صورت را، متجسم مي شوي.
جانان را در آغوش ميگيري.
شراب طهور عشق و آگاهي را مي نوشي ،
معشوق باقي را سجده ميكني.
طين و تربت پاك خود را ميبوسي.
ساقي جانانه را ،
ساغر و پيمانه را،
ليلي مستانه را،
مطرب و ميخانه را،...
تكويناً،
ملاقات ميكني.
اين همه خودت هستي.
آری: خودت هستی
مقام بي تعين توست.
همانا:
عشق و آگاهي مي شوي
لوح و كلمه مي شوي
قلم و كتاب مي شوي
آري:
اگر يك دم ، صفا ت و تعيناتت را خلع نعل كني،
خود را ملاقات تكويني و ملكوتي ميكني.
چه قرآني عظيم و چه كوثري به تو عطا مي شود.
عالم غيب و بي تجلي را ايمان مي آوري.
آدميت را عشق ميشوي
عشق را آگاهي مي شوي.
آگاهي را عدم ميشوي.
عدم را دم (ه).
دم را نان و خون ،
همانا:
جسم و جان ،
كالبد و روح ،
قطران آب و طيران هوا(طه)
همانا:
منٌ و سلوا،
طلٌ و دماء،
مي شوي.
آري:
ما ء و طين(ط) را قوا(ه) مي شوي،.(طه)
"ان اسر بعبادي فاضرب لهم طريقا في البحر يبساً "
لا تخف دركا و لا تخشی""
را
" لقد اوحينا "
ميشوي.
همانا:
طائر (ط)شديدالقوا(ه) ميشوي.
طا ها مي شوي.
آري:
" و ذالك جزاء من تزكي"
را يحيا ميشوي.
آري:
آنان كه در يمين طور سينا،
عشق را از قلب دريافت كنند.
تكويناً ،
طائري"-ط- مي شوند،"
همجنس و همنفس با،
آب (منٌ) ،-ه-
يا
هوا(سلوی)-ه-
طائر قدسي مي شوند.
طائرهو،
-طه-
مي شوند.
آري:
طا ها،
تكوين به طيبات(ط) آب و هواي(ه) قدسي است
تكوين به انفاس ربوبي است.
تكوين به هوا (ه)كننده هر آنچه اطوار و طغيان(ط) است
تكوين به طريق الهدی(طه) است
تكوين به خاموش كننده مارج هاي شيطاني است.
قوه هد(ه) كننده فرعونيان و طاغوتيان(ط) است.
آري:
آنان كه طغي(ط) را هوا (ه )و
در طور (ط) سينين،
شديد القوا(ه)
شده اند.
طا ها شده اند
آنان
در طريقت (ط) عشق،
نفس(ه)
ميكشند.
پرده دار كعبه قلب شده اند.
طائر(ط)
و
دردي كش ساقي ميخانه دل شده اند.
همان طائري(ط) كه
بين تو و قلب صنو بري ات حول ميكند و
دم به دم(ه) و دمادم تو را باالقوه(ه) حي ميكند .
هان:
طغي نكنيد تا،
از مصير هدی، جدا نشويد
طريق هدی را همراه شو يد
تا حق همانا: رضامندی و یقین را سلام شنويد
كه:
السلام علي من اتبع الهدي" "
طيب و طاهر (ط)شويد تا هدي(ه) شويد
هان:
طغي ،
هوی را همانا: انسداد هوا را و ضل همانا: حجاب و صد( سد ملکوتی و تکوینی-صدون علیکم) را در انفاس و انوار شما حلٌ ميكند.
همانا: ترس و خشم و شقی را در شما هوی می کند .
همانا: اعناق شما را پر از اغلال مي كند.
آري:
طريق هدی،(طه)
مصير تكويني براي تمامي آفريدگان است.
زمين و آسمان و ما بينهما،
كو چكترين طغي يي از خلقت تكويني خود ندارند.
تكويناً
در مصير هدی هستند .
تسليم و مطيع اند .
رب خالق ، آنها را تكويناً هدي ميكند.
آري:
ربنا الذي اعطي كل شي ء خلقه ثم هدی""
شما نيز از مصير هدی منصرف نشويد،
تا به ضلالت و شقاوت نيفتيد.
"من اتبع هدای فلا يضل و لا يشقی"
تو نيز كه برگزيده شده اي،
در طريق هدی،
پيامت را به آرامي و
بدون اينكه خود را زياده خسته و نا اميد كني.
با صداي آرام بيان كن.
آنچنانكه
همه مخلوقات در مصير هدی،
تكويناً ، به آرامي هدايت و
مكتوب و مبين مي شوند .
براي قدوس حكيم،
قرآني كريم هستند.
آري:
طا ها
تكوين تو به نفس پاك و
نفس و دم( آري-ه) آرام وروان
است.
همانا :
طي و طريق تو
به حال و طور(ط) عشق ورزي و
حول و طوی(ط)ی تو به
قوه(ه) الهي و نوراني است.
همانا :
به
عقل و فلب
سليم و مطمئنه و
عرش اعلی منقلب مي شوي.
بر صيرت عشق و كلمه شدگي ،
آگاه و استوا مي شوي.
اين تنزيل و تكوين عشق به تو.
همانا :
در خلق و تكوين زمين و آسمانها نيز،
متصور و متجلي است.
كه پنهان و آشكار ،
به روشني و
بدون خستگي و با آرامش
با همه گوش ها و چشم ها،
سخن ميگويند.
و اين آيات كتاب حكيم،
و قرآن كريم.
است.
آري:
در تو نيز،
حقيقت مكتوب
نازل نشده است تا
خود را در رنج و خستگی بيندازي.
حقيقت،
خود نافذ است.
تو در وادي مقدس طوي(ط)،
طي و طواف(ط) نفس و نفس(ه) ميكني .
طه مي شوي،
طاير انفس مي شوي.
آل طاها مي شوي.
از مقربين و فرشتگان قدسي مي شوي.
سيمرغ كوه قاف مي شوي.
فرشته مقرب مي شوي.
سبك بال مي شوي.
پر و پرواز ميشوي.
پرده و هم راز مي شوي.
طيران مرغ مي شوي
ارض و سماء ميشوي.
ثري و تحت الثري ميشوي.
وراء و ما وراء ميشوي.
آري:
"طه ما انزلنا علیک القران لتشقی"
" الا تذکره لمن یخشی تنزیلا"
" ممن خلق الارض و السموات العلی"
" الرحمن علی العرش استوی "
آري:
آل طاها شده اي.
طغي در تو هوا شده است.
اطوار تو هدی شده است.
طين و طينت تو شديد القوا ( قوه – هو ا – ه) شده است.
حال و اطوار(ط) انبساطي و لطيف و
گشايش نفس و نفس (دم-ه-)
در تو تكوين يافته است.
آري:
بين خودت و قلبت، يحول ميشوي.
ال-ه- شده اي،
-ه- شده اي.
هيچ امري تو را،
به نفس تنگي و
نفس نفس زدن و
طغيان نفس نمي اندازد.
نفست پاك شده است.
طمئنينه (ط) و قوه نفس (ه) يافته اي.
به طور (ط )شديد القوا(ه)،
وارد شده اي.
طور و طريق(ط) تو هدي(ه) شده است.
آري:
طه شده اي.
اصحاب الصراط السوی""
شده اي
و من اهتدی""
شده اي.
آل طا ها شده اي.
"خذ الكتاب بقوه " را تكوين يافته اي.
(بيان خواهد شد)
صا حب كتاب شده اي.
همانا:
طغی را هوا شده اي.
هوی را هوا شده اي.
رسول خدا شده اي.
آري:
تا
طا ها نشوي،
آرام و صفا نشوي.
رسول خدا نشوي.
آري:
ادامه دارد...
***
بدانيد و يقين بدانيد،
آنانكه براي هدايت مردم ،
به قدرت اسلحه و قدرت حكومت زر و زور،
متوصل مي شوند.
و با ظلم و خشونت و دروغ و رشوه،
به دين و دنيا تجاوز ميكنند.
نه دين و ايمان دارند،
نه حريت و آزادگي .
آنان با تشكيل و دست اندازي به
نهادهاي به اصطلاح ديني و حكومتي خودي،
به فريب خود و دنباله هايشان مشغولند.
آنان حقير ترين موجودات زميني هستند .
نه از عقل قدوس و حكيم ،و
نه از عشق و آگاهي،
بهره اي ندارند.
نه عشق را مي شناسند.
نه كتاب را،
و نه ايمان را،
آنان در طول تاريخ ،
دشمن انبيا و حكما و آزادگان بوده اند.
و جزاي خود را گرفته اند و
چه بد جزايي.!
بدانيد و يقين بدانيد
رهبران حقيقي و برگزيده شما آناني هستند كه،
در فضايي آرام و دوستانه و به آزادي تمام
آنان را لايق رهبري مي يابيد.
و اين مقام را شما، به آنان تفويض مي كنيد.
نه آنان كه با مكانيسم هاي جاهلانه و
ظالمانه و فريبكارانه ،
مقام هدايت و رهبري را
از شما مطالبه و به شما تحكيم ميكنند.
آنان مصداق فرعونيان و طاغوتيان مي باشند.
و بزودي هوا خواهند شد.
و اين حقيقتي مكتوب است.
ناصر طاهري بشرويه...روشنا
پيامبر عشق و آگاهي
7/8/89
[email protected]
search rroshanaa in google
http://s1.picofile.com/file/7555560428/9.jpg
http://s5.picofile.com/file/8109549200/13_10.jpg
http://s5.picofile.com/file/8109640026/13_010.jpg
http://s5.picofile.com/file/8109549200/13_10.jpg
http://s7.picofile.com/file/8234490726/313_00000110.jpg
enlightened suddenly... rroshanaa...
ما را در سایت enlightened suddenly... rroshanaa دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 187
تاريخ: جمعه
26 شهريور
1395 ساعت: 18:12