
ان مصلا جز صلات عشق نیستحضرت درویش وارسته .حقیقت اعلی شاه روشنا و تابنده است . و در این امر تردید جایز نیست....... بیوگرافی روشنا : پدر روشنا:من بیش از 60 سال در خانقاه ها اقطاب مختلفی را تجربه کرده ام قسم می خورم و شهادت میدهم هیچکدام بپای پسرم ناصر نمیرسیند . تو ناصر در این راه اگر قرار باشد جانت را هم بدهی من که پدرت هستم امضا و تایید میکنم .از هیچ امری نهراس !!! خودت هم جلو نروی می ایند دنبالت !مادر روشنا:روزی با مادرم در منزل تنها بودیم نوشته ام را برایش خواندم .گفت جمع کن این حرفهای خداس...
ادامه مطلب
بوده ای خود این چنین قبل از جنین هان: چرا گویی که این من مردنی ست (روشنا ) xa0 *** ای عزیزان ، "عشق" طور آدمی# ست رمز "وحی" است و xa0دمی حالیدنی ست قاری قرآن، حکیم القدس بود هان: که روح القدس، لوح آدمی# ست ...
ادامه مطلب
عشق ام , اهورایم, پدر*در دل هویدایم, پسرروح القدس , عقل ام,بصر*با هر سه,عیسایم شمر*** من,ابر وباران ام, یم ام*عیسای نصران ام , دم ام*من روشنای عالم ام*خورشید تابان ام, "جم" ام*بشنو ز من,اسرار رب*فرقان آن مردعرب*قرآن و اقراء بسم رب*"حا میم" و "یاسین"عرب*از عشق آرم , خون ونان*هم روح دارد هم روان*قلبم ز عشق گردد جوان*عقلم به عشق گیرد جهان*خاموش و آرام ام ,لطیف*بی ظن و آگاه و ظریف*هستم به می نوشان حریف *پیغمبری باشم حنیف*گردیده ام , "لا ریب فیه"*کی داند این حالم , سفیه*نزد من است&nb...
ادامه مطلب
ای ترامپ , عشق تویی , عشق من ام , عشق خدا بخدا در دو جهان عشق پدیدار شدست *** ای فروشنده, xa0خریدار تو اسکار شدست با شهاب تو , xa0ترانه گل بازار شدست کارگردانی ات اصغر , کات اندر کات است کات کردی به ترامپ , xa0قصه ات بیکار شدست گفته بودم به ترامپ : xa0کاخ سفید نیرنگ است هفت رنگ کرده ای و, xa0صورت تو تارشدست ترک کن آن بزک و جوهر و مهمان کشی ات مرز ها را بگشا , عشق به بازار شدست روشنا را بشنو , xa0کین و جفا را بس کن بس کن آن فتنه گری , عشق خریدار شدست بس کنید جملگی xa0ای مدعی امر خدا روشنا آمده ...
ادامه مطلب
مطرب عشق مست نیست , خسته از این دست نیست رند هزار دست خوان نفخه آگاه را (روشنا ) xa0 *** باده نشینان عشق،* xa0با دم روح القدس،* ،*بی نفس وصافی اند *ذره آگاه را xa0عشق حریف می است،* ساقی نای و نی است* نی لبکان راوی اند،* *شرحه در گاه را مطرب عشق * مست نیست* خسته * *از این دست نیست رند هزار دست خوان* نفخه آگاه را* بی نفسم ،* با نفس* *بی هوسم، با هوس* *مست می و مافی ام، ساقی آگاه را* *راه من این راه نیست، ماه من این ماه نیست،* ماه رخم xa0مشتری ست،* بنده xa0آگاه را* *ماه من اندر "چه" است یوسفم اندر ...
ادامه مطلب
اول این ماجرا, عشق حریف فناست قصه به آخر رسید,عشق طریق بقاست ( روشنا ) xa0 *** قصه اين ناي و ني قصه بي انتهاست صورت هستي نگر شاهد اين ماجراست گل به چمن ديده اي دانه دراين خاک بین عطر گل ياسمن ساقي بي مدعاست خيزو، بنوش جام مي صورت هستي فناست آنچه دراين خانه نيست صورت اهل بقاست گل كه در اين خانه شد باز از اين خانه رفت قصه اين ناي و ني قصه اهل فناست هر نفسی میزند ضربه بر این نای و نی ضربه بر این نای و نی حاصلش این موجهاست موج به دريا فتاد موج به صحرا فتاد موج بر ابروي يار اول این ما جراست اول این م...
ادامه مطلب
هان به سجاده خون, عشق پی آگاهی ست* کاتب عشق دل است,انفس آگه دل ما* *** بازی مست تو, امشب به در خانه ما* خانه بر هم زدنی نیست, به دیوانه سرا* حالت گل شده را , گل شده ای داند و بس* دانه تا گل نشود, هیچ ندانست ز ما* غمزه چشم تو, دیوانه کند هد هد دل* تا نخندد لب تو, اوج نگیرد دل ما* دل ما , باده خور ساقی چشم تو شده* تا نگیرد مه تو, شوق نگیرد دل ما* مستی چشم تو و , مست دل ما, هیهات* تا ننوشد می تو , هوش نگیرد دل ما* بوسه لعل لبت, جرعه مستی کش ماست* تا نمیرد به بر ات, هست نگردد دل ما* ساغر و باده شود...
ادامه مطلب
یک نفس با عشق خلوت کردمی روز ازل آن نفس در سینه می گردد در آغوشم کند *** xa0 خواهم آن ليلي وشم را تا که مد هوشم كند از لبانش عشقxa0 نوشم گرم و خود جوشم كند چشم در چشمش بگيرم عشق در هوشمxa0 كند هاي و هوي دل بگيرد مهر خود نوشم كند من ندانستم که عشق از چشم آمد یا زگوش نیک دانستم که آمد چشم و هم گوشم کند جام می در دست نگرفتم دلم پیمانه شد ساقی جانانه آمد دم به دم نوشم کند روز و شب اندیشه می کردم که نیکم یا که بد عشق آمد تا ابد زاندیشه خاموشم کند سالها با عقل می کاویدم اندر فرش وعرش عشق عرش من شدو بر...
ادامه مطلب
چونکه "خون " تو , به عشق گردد عجین نون قلم ما یسطرون , "گردی مبین" xa0 *** روشنا را بشنوید, حرف رَوی* حق دنان گشته به دنیا , xa0اخروی* هر که در دنیا, xa0نه حق را دیده است* آخر دنیا حقیر است, xa0معنوی* آخر دنیا, xa0چه دانی چون شوی* گویم ات بی شک, xa0که نان و خون شوی* نان ات اندرجسم و تن, هامون شوی* خون ات اندر روح و جان, هارون شوی* در حریم عشق, xa0چون جن و پری* مونس دم , لیلی و مجنون شوی* جان جانان است جان ات, xa0نا زنین* چون به جانان در رسی, xa0مأمون شوی* سالها ها را بوده ای, xa0در نان و خون* عا...
ادامه مطلب